برگ سی و چهارم از دفتر زندگیت
سلام قند عسلم
امروز 34 ماهه شدی و خانم تر
حرف زدنت بهتر شده کلمه هایی که ماه پیش نوشتم برات که اشتباه میگی رو داری درست میکنی یه سری کلمات رو هم که خیلی بانمک اشتباه میگی:پام رو میگی پامَمُ...کِشو رو میگی کِشوت...چشمات و میگی:چِشاتِتو
اینم از نقاشی کردنت:


این ماه بردمت کلاس قران اگرچه که هنوز خودت تنها نمیری تو کلاس منم باید باهات بیام. سوره توحید رو یادگرفتی کامل خودت میخونی
این عکس رو خاله اعظم قبل از رفتن به کلاس ازت گرفتن

خاله اعظم چند روزی اومدن کرمان و دیشب رفتن بیرجند
دیروز ظهر هم باهاشون رفتیم ده بالا

زهرایی در حال باد زدن زغال

اینم در حال خوردن جوج



روز نیمه شعبان رفتیم مصلی هم جشن بود هم نماز جمعه راستش خیلی اسرار داشتی بریم جشن بخاطر همین رفتیم والا حالتون خوب نبود
هنوزم که هنوزه داداشی خوب نشده ولی شما خداروشکر بهتری


اینم از عکس سی و چهارماهگی شما و سه ماهگی داداشی با هم

فداتون بشم
خدانگهدارت






برگ سی و چهارم از دفتر زندگیت
